X
تبلیغات
رایتل

دلآرام  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 9 شهریور 1395 در ساعت 15:31

آن لحظه که دل گشت گرفتـاردلارام

هرلحظه شدم دربه دروخـواردلارام

شب تا به سحرازنوک مژگان خمیـده

خون می چکــدازوسعت آزاردلارام

یک لحظـه برای دل من فاش نگردید

معنــــای نگاه پرازاحســـاس دلارام

تا لحظـه ی مُـردن دلـم آزاد نگـــردد

چون گشته اسیـــرگُل بی خـاردلارام

بـرعشق خـودم آنفَــدَراِصراربوَرزم

تـا رام شـــــود قلـب پـراِنکـاردلارام

دل می بِردازیاسمن وسوسن ونرگس

هرکس که شود راهی گلـــزاردلارام

باید که شکیبا بُـوَد وسخت ترازسنگ

هرکـس که به خواهد بشوَد یاردلارام

88

حس تکراری  چاپ

تاریخ : یکشنبه 17 مرداد 1395 در ساعت 03:07

شب است وخلـــوتِ تـنهــــایی وآزاردلـــدارم

شب ودلشــوره ازهجــران نورِ مـاه رخـسارم

اگـرهمدوشی عشـق آخرش عاشـق کشی باشد

قســم تـا روز محـشـــرازکلام عـشــق بیـزارم

شکایت می بـرم پهلــوی معـشــوق سمــاواتی

ازآن معشـوق بی احساس وبی درد وجفـاکارم

قسـم  گــرآخـرهـرآشنایی دوری  وقهـــراست

نمی گویم قسم دیگر،به هیچ کس دوستت دارم

تورا دیگرمی خواهم، برونامت نخــواهم بُـرد

تـودیگـرمُـرده ای تابوت تـودیـوان اشعــــارم

دلـم را آشـیـــان عـشــق دیگـرمی کنــم بی تـو

تـوراخط می زنـم خنـدان ازاین قلب شرربارم

اگـرچـه سال ها دل کندم ازاین حـسِّ تکـراری

رسدروزی ازاین احساس پوچی دست بردارم

نوروز87

رییس خادم  چاپ

تاریخ : شنبه 30 اردیبهشت 1396 در ساعت 00:49

سیـــــد تو با مستضعفـــان همــــدرد هستی
تـو از تبـــــــار  مـردمان  مــــــرد  هستی
شب های مـا در سـایه ی نـور تـو روشــن
با تو  چه روشن می شود شب های میهــن
ما  چـشــــــم  بـر دسـت توانای تـو داریـم
بـا تـو بـه ســـــوی روشنی هـا رهسپــاریم
ما و تـو  و  رؤیـای  پـروازی  کــه  داری
هم در زمین هم آسمــــــان با اعتبـــــــاری
سیـــــــد تو تنهـــــا همـــــدم مستضـعفــانی
دستــم بگیـــــــر با دسـت های  آسمــــــانی
دستان ما در دست توست لطف کمی نیست
غــــم دیدگان را در کنــــار تو غمی نیست
ای تکیــــــه گـاه  مـردم  اُفتــــــــاده  از پا
با تو شکـــــوفا می شــــود ایـران فــــــردا
همــــــراه با سیـــــــد همــــه لبیک حیــــدر
ما یک سپـــــــاه عاشقیــم ســرباز رهـبـــــر
همــــدوش تو انســانیت را پـس می گیــریم
سیـــد به عشقت زنده ایم ،با تو می میـــریم
همـــــراه تو هستیـم ما،این افتخــــــار است
با تو خدایی می شــویم ،این اعتبـــــار است

منتظرجواب  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 24 فروردین 1396 در ساعت 03:47

خـودرا زده ای به خـواب میدانـم من

دنبــــال تـو بـا شتـــاب می رانـم من

خودراتوبه کوچه علی چپ زد ه ای

بـاز منتظـــــــر جـواب می مانـم من

درحق تو  چاپ

تاریخ : دوشنبه 12 مهر 1395 در ساعت 12:48

با خوب وبد تو سال ها سرکردم

درحقّ توعشق رابه جای آوردم

باورنکنی عشق مرا ازچه سبب

من عشق تورا اگرکه باورکردم

احساس من به تو  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 1 مهر 1395 در ساعت 05:34

دام  اسـارتت  آزادی  مـن  اسـت

من بی حضورتوآوازه ای نداشـت

ازعشق تـوشــــده دنیــا نصیب دل

احساس من به تواندازه ای نداشت

غریبه  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 31 شهریور 1395 در ساعت 02:01

دیگه با من یه غریبـــه شــده بـود

آخـرش تو سینه خنـجرزد ورفت

یه نفردیگه دیدم صـداش می کرد

بی خبــرازدل مـن  پَـر زد ورفت

پاییز  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 30 شهریور 1395 در ساعت 02:20

پاییزمی شکند،فنامی سازد ومی میراند.درختان را،اُمید را وعشق را.پاییز،سبزبرگ های بهارآشنا

را درقاموس تک برگ های خزان زده جاری می کند.پاییز،این راهزن بزرگ عشق با پستی تمام

 ننگ اسارت دربرابرتند باد حوادث را می پذیرد.ودرس هجران را به شاخه های عُریان می آموزد

.برگ های عاشق درزیرپای عابران پیاده با بی رحمی ناخواسته ای نابودمی شوندومی میرند.من

صدای ناله های مددخواهانه ی آنان را درواپسین لحظات عُمرشان می شنوم.ولی افسوس من هم

تک برگی خزان زده درقربانیان پاییزم.بادهای سرد با جنونی ناگفتنی برگ های بی نوا را ازشاخه 

های دیرآشنا جدامی سازنندوبه وادی نیستی رهسپارمی کنند واین گونه باردیگرقصّه ی محبّت نیمه

تمام ماند. 

عشق  چاپ

تاریخ : دوشنبه 29 شهریور 1395 در ساعت 13:02

بین عاشق ومعشوق فاصله ی حرف تاعمل کوتاه ترین فاصله است

.......................................

عشق عبورشهاب نیست نورافشانی خورشیداست

........................................

بعضی مثل باران بهاری اند.قبل ازسیرشدن.تمام می شوند.

معنای عشق  چاپ

تاریخ : دوشنبه 29 شهریور 1395 در ساعت 12:59

عشق همه دوستی نیست .عشق تک دوستی ست

...........................................

عشق به زندگی مورچه هارابه ذخیره ی غذاوامی داردنه ترس ازسرمای زمستان

..............................................

دل زمانی می میر دکه عشق ازسینه برود

بی خبر  چاپ

تاریخ : دوشنبه 29 شهریور 1395 در ساعت 12:46

دروقـت شــادی غافلـنـد یاران مـا ازحال ما

وقتی که غمگین می شوندپرسندازاحـوال ما

لبخندشان با دیگــران,امَا زمان اشک وغــم

فرسنگ های پیش رو,آینــد به استقبــال مـا

اثبات رفاقت  چاپ

تاریخ : دوشنبه 29 شهریور 1395 در ساعت 12:42

درعمـــل سخـت است اثبات رفاقت ای رفیق

راه دشـــواراست وتوبی استقــامـت ای رفیق

راه عشق هموارنیست تا انتها درد وغم است

می شوی تسلیم غم بی صبروبی طاقت رفیق

دل صدچاک  چاپ

تاریخ : دوشنبه 29 شهریور 1395 در ساعت 06:37

روزی که قلب من به قلب توگره خورد

عشق آم دوهـرکس بجـــزتودردلـم مُـرد

ازهـرچـه زیبــا درجهــــان زیبـاتـرینی

لب های تـویاقـوت وچشمــانـت زمُــرُّد

عمــری جـواب خواهـش ازتونه شنیدم

یک بـارمـن نـه گفتـــم وقلـب تــوآزُرد

افســـوس ازسـرمای تـردیـد ودورنگی

آخـــرنهــال عشقمـان ازریشـــه پژمرد

دورونزدیک  چاپ

تاریخ : دوشنبه 29 شهریور 1395 در ساعت 01:19

چشـم ها برای با هم دیـدن به هـم نزدیک  شده اند

وگوش ها برای یکی شنیدن ازهم فاصله گرفته اند

  چاپ

تاریخ : دوشنبه 29 شهریور 1395 در ساعت 01:16

اگرعاشقان می دانستند که برای پروانه شدن باید پیله رارها کرد

ازجدایی معشوقه این قدرغمگین نمی شدند

...............................................................................................................................................

اگربهار راباورکنیم .ازحضورپاییزدلتنگ نخواهیم شد

دوست دارم  چاپ

تاریخ : دوشنبه 29 شهریور 1395 در ساعت 01:11

دوست دارم این چنین باشد جهان

لابه لای شـاخـه هـای کاج پیــــر

قُمـــریان لانه بسازنـد جفت جفت

کـس نباشـد گوشـه ی دامی اسیـر

نشکند رودخـانـه ای قلـب کــویـر

مهــــربانی جا کند درسینـــــه هـا

رنگ شـب ازآسـمــــــان دل روَد

قلب ها خالی شوند ازکینــــــه هـا

 

پُرشوند ازعشق ومستی سینه هـا

پهنـــه ی گیتی پُـرازسُنبـل شــود

خـاربنشیـنـــد  ســـرِ دیــواربُـرج

یاس زیبـــا هـمـــــدم بلبــل شــود

دشت خشک عاشقی پُرگُل شــود

پَـرزننـــد دربوستــــان پروانه ها

عشق شیرین سهم فرهادان شــود

هـمــــــدم لیلا شـونـد دیـوانـه هـا

مـردمــان  خـوب  نـســــــل آریـا

کامشان شیرین شود،شیرین ترین

تاج  زرّین جهان  باشـــد همـــــه

ابتــــدا تا انتهـــــا ایـران زمیــــن

91

دل آزار  چاپ

تاریخ : دوشنبه 29 شهریور 1395 در ساعت 00:57

باعث آزارم ازبس روزوشـب شــد، یـارمـن

بس که یارم روزوشب شـــد باعـث آزارمـن

درزمین هرکس خبرداردتعجّب نیست نیست

آسمان هــــم آشنــــــا شــــد با غــم بسیارمن

هستـیـــم را بـاخـتــــم درراه عشـق ایـن وآن

تـا ابـد ازدستشـــان پیچـیــــده شـد طومارمن

بعـــد ازعمــــری عاشقی یاری ندارم تا زند

مرهمی برزخــم های قلـب غصّــــه دارِ من

هی کِشد خنجرزن دزخم وکُند شکــوه به من

دیدنی ست ازدسـت آن دُردانـه حـال زارمـن

انتظارش می کشـــــم تا بازگــــردد پیش من

وعـده ی امـروزوفــــردا می دهد دلـــدارمن

90

انتظار  چاپ

تاریخ : یکشنبه 28 شهریور 1395 در ساعت 15:16

توزیبـا مثل گل هستی ومن چـون مـرغ بستانم

تـوبارنی که می بارانی ومن آن دشت عطشانم

چومی آیی به سمت من،دلم درسینه می رقصد

چــرا ازدسـت عشق مـن گـریـزانـی نمی دانـم

اگـــرچـه می روی ازپیـش مـن بی اعتنــا امّـا

بـدان با هرطپش شعــرتورا باعشق می خوانم

اگــرامـروزبـا لبخنــد ســردی می کنی تـرکـم

شبی بـا گــریـه  می آیی ومی گویی پشیمــانـم

اگــــرنـام مــرا خـط می زنی ازدفتــــــرقلبـت

مخــــواه ازمن فراموشت کنـم ای عشق نتوانم

نبـــودی عاشقم هـرگـــزولی من دوستـت دارم

اگــــرتـرکــــم کنی درانتظـارت بـازمی مـانـم

89

یاس سفید عشق(12)  چاپ

تاریخ : یکشنبه 28 شهریور 1395 در ساعت 06:06

من گُلی بودم که برای بهاری شدن به اومحتاج بودم.اوابری شد که با پیوند مقدّس دوستی کنارم آمد.میل روییدن درمن بارورشد.من به تکانل رسیدم. پازل زندگی من قطعه ای ناتمام داشت.با اوکامل شدم.اوکلیدی شد که قفل ناکامی های مرا بازمی کرد ودستی شد برای گشودن دروازه های بسته ی خوشبختی من.اوستاره ایست که سال ها برای دیدنش خیره به آسمان بودم.با اوصاحب یک ستاره شدم.ام شهابی زودگذربود که برق روشنی واخگرٱمّیدی بروجودم می بخشید وناغافل عبورمی کرد.درروزهای تلاش من اوخورشید روشنگرودرشب های آرامش من ماه تابان بود.

ادامه دارد... 

عشق من 4  چاپ

تاریخ : شنبه 27 شهریور 1395 در ساعت 03:35


کلامش ،نگاهش، رؤیایش ولطافت وپاکی احساساتش ازجنس ناب عشق است .اوکیست

 که رؤیاهای مراتکرارمی کند.اوکیست؟ که درآخرین سوسوزدنهای شمع ٱمیدم باعشق

درآتشدان قلبم می دمد.اوکیست که دستش رابه سویم درازکرده است وبسوی ساحل مرا

ناخدایی می کند.باورم نمی شود.تیغ جسارتم کُندشده بو.دوقتی صدای درودش درفضای

 سینه ام طنین اندازشدودستانم رادردستان پرمهرش فشرده بود.لبان پرخنده اش راکه

دیدم. بودنش راباورکردم باآمدنش تاریکی از زندگیم رفت روشنایی تمام وجودم رافرا

می گیرد.این حضورزیبا مرابه تولّدی دیگرنوید می دهد.خداکند این دوستی به درازای

 تاریخ پایدارباشد.

93ادامه دارد------


( تعداد کل: 104 )
   1       2       3       4       5       6    >>

ابزار های وب فارسی ، نایت اسکین - کد مترجم گوگل