X
تبلیغات
رایتل

رییس خادم  چاپ

تاریخ : شنبه 30 اردیبهشت 1396 در ساعت 00:49

سیـــــد تو با مستضعفـــان همــــدرد هستی
تـو از تبـــــــار  مـردمان  مــــــرد  هستی
شب های مـا در سـایه ی نـور تـو روشــن
با تو  چه روشن می شود شب های میهــن
ما  چـشــــــم  بـر دسـت توانای تـو داریـم
بـا تـو بـه ســـــوی روشنی هـا رهسپــاریم
ما و تـو  و  رؤیـای  پـروازی  کــه  داری
هم در زمین هم آسمــــــان با اعتبـــــــاری
سیـــــــد تو تنهـــــا همـــــدم مستضـعفــانی
دستــم بگیـــــــر با دسـت های  آسمــــــانی
دستان ما در دست توست لطف کمی نیست
غــــم دیدگان را در کنــــار تو غمی نیست
ای تکیــــــه گـاه  مـردم  اُفتــــــــاده  از پا
با تو شکـــــوفا می شــــود ایـران فــــــردا
همــــــراه با سیـــــــد همــــه لبیک حیــــدر
ما یک سپـــــــاه عاشقیــم ســرباز رهـبـــــر
همــــدوش تو انســانیت را پـس می گیــریم
سیـــد به عشقت زنده ایم ،با تو می میـــریم
همـــــراه تو هستیـم ما،این افتخــــــار است
با تو خدایی می شــویم ،این اعتبـــــار است

آیاخواهدرفت  چاپ

تاریخ : یکشنبه 24 مرداد 1395 در ساعت 04:40

آن روزمیلاد د وباره ای بود

وقتی درمیدان دیدم مُجسَّم شد

احساسم جان گرفت

به پشتوانه ی غنیِ احساس سلامش کردم

با ذرّات مُعلَّق درهوا به  پروازدرآمدم

با هرقدم که به من نزدیک می شد

ریسمان پیوندمان بیشترگره می خورد

و با برق نگاهش

و طراوت واژه هایش

کشتزارآرزویم را سیراب می کرد

ناگاه

درهجوم خاطرات تلخ پیشین

ابرهای موهوم تردید ،درجانم پراکنده شد

آیا امروزمرا باورخواهد کرد

آیا دوباره خواهد رفت

89

تقدیرعشق  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 19 مرداد 1395 در ساعت 16:24

شد سراب هرآن چه دردل چشمهء تدبیربود

بـهــردوری های مـا این بهـتــرین تفسـیـربود

روزهــا درانتظــارو شب بـه رؤیـایت گـذشت

چون دلم در رشته های مـوی تو زنـجـیـربـود

نقـش لبـخـنـدی که دراعمـاق قلبـم قاب شـد

پیـش چشـم عاشقـم زیبـاتـرین تفـسـیـربـود

قلب بـا احسـاس مـن یـا لایق عشـقـت نـبـود

یـا نیـایـش هـای اشک آلـود ه بی تـأثـیـربـود

ازشکـیـب و درد و خـون نــالـه و اشـک و بلا

چون تمام عاشقان این قلب شیـدا سیــربـود

لحظـه لحظـه با تو بودن آرزویـم بــود و حیف

نـالـه و انــدوه و درد و دوریـم تـقــدیـربــود

هـرچـه گفتم عاشقـم نشنیدی و رفتی به ناز

آمـدی وقـتـی دلـم درمَـسـلـخ تـدبـیــــربــود

عاشق عاقل شده ازشــورعشق ٱفتـاده است

رفت ایّـامی کـه دل بـا عشق تـو درگیــربـود

(89برازجانی)

یادش بخیر  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 19 مرداد 1395 در ساعت 06:36

اومی رمیـدازمن هراسان وشتاب آلـود

روزنخستیـن این چنین انجـام هُویدا بود

وقتی که اوبی اعتنا بـرگـریـه ام خنـدید

فرجام تلخ عشقمـان نـاگـفـتـه پیــدا بـود

یک بـارنه، صـد بارگفتـم دوستت دارم

اوبـازهـــم درانتظــاربهـتـــرازمـا بــود

آن روزهای خواری وشبهــای بیـداری

مُردند درگورِزمان،گویی که رؤیا بـود

زیبارُخی ازعشـق خود دیوانه ام کـرده

بعدازمن امّا دیدمـش تنهای تنهـــا بــود

یادش بخیــرآن روزهای هم صدایی ها

وقتی که  دل سیراب ازاحساس لیلابود

فروردین

87

برچسب‌ها: غزل عشق

حرمت عشق  چاپ

تاریخ : دوشنبه 18 مرداد 1395 در ساعت 13:06

برای با تو سر کــردن  سراپا شـوق دیـدارم

تمـام لحـظـه ازاحسـاس دیـدارتـوسـرشــارم

تـوخوبی های من رابی بـدی تنهـا خریداری

ولی من خوبیت رابـا بـدی هـایـت خـریـدارم

اگـرای بی وفـا درجستـجـوی عشق اَغیـاری

ولی بـاعشق تـومـن بی نیاز ازعشـق اَغیـارم

تـوازلبخـنـد سـردِ من ،اگرای عشق بیـزاری

من ازچشمـان گـریـان پُـرازاشک تـوگریـانم

اگـرهنگـام  درد ازمـن نکردی توپرستــاری

کنـم بـا جان ودل هنگام غـم از تـوپرسـتـاری

برای این که باشی آخرین عشقـم ســـزاواری

بـرای عشـق ورزیــدن بـه  تـوآیـا ســزاوارم

تـوازاحسـاس عشق من به خود آیا خبـرداری

من ازعشق دروغی که به من داری خبردارم

اگـرتــوحُرمتِ عـشــق مرا گاهی نگـه داری

ولی مـن حُرمتِ عشق تـوراعمری  نگه دارم

اگرمن را به شوق گنج فـردا دوست می داری

تـورا تنهــا بـرای خاطـرخود دوست می دارم

اگرانـدازه ی یک قطـره آب ازمن طلب داری

بـه قـدرِهــرچـه بـاران آمـده ازتــوطلـب دارم

بــه قـدرعشـق نابی کـه بـه تـودادم بـدهکـاری

بـه قـدرآن خیانت هـا کـه کـردی من بدهـکارم

(95)

ابزار های وب فارسی ، نایت اسکین - کد مترجم گوگل